آدینه با حافظ - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:57
شاهدان گر دلبری زین سان کنندزاهدان را رخنه در ایمان کنندهر کجا آن شاخ نرگس بشکفدگلرخانش دیده نرگسدان کنندای جوان سروقد گویی ببرپیش از آن کز قامتت چوگان کنندعاشقان را بر سر خود حکم نیستهر چه فرمان تو ب
غمِ تنهایی ام - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:57
با غمِ تنهایی ام دیگر مدارا کرده امبا خودم یک خلوتِ جانانه برپاکرده ام...آخرش یک شب گلوی بغض را خواهم گرفتمن که هر شب گریه هایم را تماشا کرده ام...گفته بودم بی تو میمیرم خدایی راست بودچند وقتی هست هی
ای آنکه مـــرا بــرده ای - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:57
ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟بیــگانه شدی ، دست مریـــزاد ، کجایی ؟در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریـزیمن عاشق ایــن دام و تو صیّاد ، کجایی ؟محبوس شدم گوشه ی ویـرانه ی عشقتآوار غمت بـر
من اینجا ڪنارتم... - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:57
وقتی ڪسی رودر حال گریه کردن دیدی،بهتره ڪه نپرسی چرا؟گاهی فقط گفتن ۳ ڪلمه ڪافیهکه دوباره حس خوبیبهش دست بدهو اون سه کلمه اینه : من اینجا ڪنارتم...
بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:57
بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفتبا لب لعلش خرابم کرد و رفتبا نگاهش جسم و جانم را بسوختبعد هم عاشق خطابم کرد و رفترهزن دل بود چشم مست اوز آتش عشقش کبابم کرد و رفتاشک ریزان همچو شمعی تا سحرسوختم چندانکه
اي دست تو در - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:57
❤️اي دست تو در ❤️جفا زلف تو دراز❤️وي بي سببي ❤️کشيده پا از من باز❤️وي دست زآستين ❤️برون کرده به عهد❤️امروز کشيده پاي ❤️در دامن ناز
دلم تنگ است... - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
غریب آشنا با من، دلم تنگ است باور کن پس از توزندگی با مرگ همرنگ است باور کن کمک کن تا دوباره جاده ها بی انتها باشدنباشی پای رفتن های من سنگ است باور کنو این بر شانه های عشق یک ننگ است باورکن
آزاد آزادم ببین - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
آزاد آزادم ببین چون عشق درگیر من استدیگر گذشت آن دوره کهتقدیر زنجیر من استشاید نمی دانی، ولی ، از خود خلاصم کرده ایآیینه ی خالی فقط ، امروز تصویر من استاز عشق تو بر باد رفت ، آن آبروی مختصرمن روح بارا
افشین یداللهی - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشید و رفتپس کوچه های قلب مرا جستجو نکرداما مرا به عمق درونم کشید و رفتیک آسمان ستاره ی آتش گرفته رابر التهاب سرد قرونم کشید و رفتمن در سکوت و ب
لــــعــنـت بـــه تــــــــــــو.... - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
لعنت به تو با ذات خرابت با این رفاقت و با این مرامتبه من نگاه نکن هرزه نگاهت دیگه من نمیدم جام بلا بتکجا میری بی سر صدا
تو از قلب پاکم - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
تو از قلب پاکم خبر نداشتیتو عالم یه رنگی که مارو کاشتینگو که این جدایی کار خدا بودمشکل فقط همین بود:دوستم نداشتیمشکل فقط همین بود:دوستم نداشتیهر وقت می خواستم بگم یه با وفا باشتو این همه غریبه یه آشنا
" عابرِ " - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
دلتنگ ترین " عابرِ " این شهر ، برایتمی میرد و میگیرد از این خلق ، نگاهش هم سو شده با " ماتمِ " هرگز نرسیدنمیسوزد و برچیده از این "غائله" راهشدر سیطره ی ظلمتِ "هجر"ت چو خزانیبی حاصل و آزرده از این مهلکه گاهشدر قحطیِ مهری که شده ، دلهره هر شبرنجیده و درمانده از این بختِ سیاهشآواره ترین " مَرد " که در ...
هر چه شد - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
هر چه شد آن پیچک گیسو به هم تابیده ترمشکل این عاشق سرگشته شد پیچیده تر سُست شد ایمان من تا تاب دادی زلف راخواستی این شاخهٔ پوسیده را،پوسیده ترشبیشتر در دام راه افتاد این گم کرده راههرچه شد این عاشق گم
سالهای سال منتظرت میمونم - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
سالهای سال منتظرت میمونم و میمانم، تا برگردی تا آخرین نفسم هم همینجوری می ایستم و می مانم به انتظار دیدنت کاشکی زودتر برگردی،برگشتی نمیذارم بری و اگرم برنگشتی منتظرت میمونم شاید بیای سرخاکم اونجا منتظ
آهای عاشق خسته من - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
آهای عاشق خسته من ، دستت را بگذار بر روی دل من. میبینی که من نیز مثل تو خسته ام ، میبینی که من نیز مثل تو با غمها نشسته ام. آهای عاشق خسته من ، عاشق دل شکسته ات شده ام ، ببین مرا که محو نگاه زیبایت شد
همیشه دلم میخواست عشق - تاریخ: 1398/3/4 ساعت: 18:09
همیشه دلم میخواست عشق و تو چشمات ببینم تو بگی دوستم داری، منم برا تو بمیرمهمیشه دلم میخواست دستاتو آروم بگیرم تو بشی همدم من ، کنارتو جون بگ
گریه ای افتاد در من بی امان - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 22:36
گریه ای افتاد در من بی امان در میان اشک ها پرسیدمشخوش ترین لبخند چیست ؟شعله ای در چشم تاریکش شکفت جوش خون در گونه اش آتش فشاند ... گفت لبخندی که عشق سربلند وقت مردن بر لب مردان نشاند من ز جا برخاستم بوسیدمش
چرخ با این اختران - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 22:36
چرخ با این اختران ، نغز و خوش و زیباستی صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی صورت زیرین اگر با نردبان معرفت بررود بالا همان بااصل خود یکتاستی این سخن را در نیابد هیچ فهم ظاهری گر ابونصراستی و گر بوعلی سی
یک بوسه مهمان - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 22:36
هر روز اگر یک بوسه مهمان تو باشمعمری به شیرینی غزل خوان تو باشمبا من اگر پیمان نگهداری به یاریمن تا نفس دارم به پیمان تو باشمعشق تو شد فرمانروای هستی منتا هر چه فرمایی به فرمان تو باشمگر در تو حیران م
پرنده قشنگ - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 22:36
پرنده قشنگ من اگه بيای بهار مياد برای اين شکسته دل يک سينه با قرار مياد ستاره باز پايين ميياد دوباره باز سحر ميشه از آسمون و از زمين به من ميگن که يار مياد تو جونمی تو عشقمی قشنگ ترين بهونه اي برای زن